یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
جمعه 6 آذر 1394برچسب:, :: :: نويسنده : علی

تفریع.

[ ت َ ]
(ع مص)

ببالا برشدن.
برآمدن بر کوه.

|| به نشیب فروشدن.
از بالای کوه فرود آمدن.

|| چیزی را فرع کردن.

|| برآوردن مسئله ها را از اصل.

|| فَرَع کشتن.
کشتن فرع را.
ذبح کردن فرع را.

|| فزونی و فخر کردن در قوم خود.

|| تفریق بین قوم خود و دیگران.

|| (اصطلاح بدیع)

آن است که شاعر وصفی آغاز کند به صیغت نفی
و گوید نیست فلان چیز که چنین و چنین است
و نیست فلان چیز که چنین و چنین است
بهتر از فلان،
یا بیشتر از فلان.
و این صنعت در اشعار عرب بسیار است و
اما در اشعار عجم چنان باشد که
صیغت نفی در تشبیهِ تفضیل بکار دارند
چنانکه گفته اند:

سبز دریا که برآشوبد و برخیزد موج
که ز بیم غرقش خلق بود اندر وا

نه عطابخشـتر از خواجه که خوشنود بود
آن وزیر ملک مشرق تاج الامرا

و این صنعت در شعر فارسی رونقی ندارد.
(المعجم فی معاییر اشعار العجم ص ٢٧٩).

قرار دادن چیزی پس از چیز دیگر
بخاطر احتیاج شیء سابق به لاحق.
(از تعریفات جرجانی).